نشسته بودم رو نیمکت پارک کلاغ هارا میشمردم تا بیاید سنگ می انداختم بهشانمی پریدند دورتر مینشستند کمی بعد دوباره بر می گشتند جلوم رژه می رفتندساعت از وقت قرار گذشت نیامد نگران کلافه عصبی شدم شاخه گلی که دشتم بود سرخم کرده داشت میپزمرد طاقتم طاق شد ازجام بلند شدم ناراحتیم را خالی کردم سر کلاغ ها گل راهم انداختم زمینپاسارش کردم گندزدم بهش گل برگ هایش کنده پخش لهیده شد بعد یقه ی پالتوم رادادم بالا دست هام راکردم تو جیب هاش راهم را کشیدم رفتم نرسیده به در پارک
با سلام تیم ملی ایران باشکست کره جنوبی سلام به جام جهانی گفت خداکند ایران درجام جهانی موفق شود من یک ایرانی ام ودعامیکنم ایران چه درفوتبال در رشته های ورزشی دیگر مانند والیبال شنا ودر همه جا پیروزباشد ویک نکته جالب